فرهنگ اصطلاحات مداحي ۵
گوشواره: آخرين بيت يا مصراع هر بند از نوحه، كه سينهزنها با شنيدنش آمادة خواندن دم ميشوند. گوشوارة هر بند، از شباهت وزن و آهنگش به آخرين بيت دم شناخته ميشود. خيلي وقتها، سينهزنها از روي قافية شعر، آخرين كلمات گوشواره را حدس ميزنند و با مداح زمزمه ميكنند.

شب جمعه اول ماه رجب را "ليلة الرغاب"مي گويند و حضرت رسول (ص) براي آن عملي با فضيلت بيان نموده اند كه باعث مي شود گناهان بسياري از انسان آمرزيده شود وهر كس اين نماز را بجاي آورد در شب اول قبر حق تعالي ثواب اين نماز را به شكلي نيكو به سوي او مي فرستد...
كيفيت اين نماز:
روز پنج شنبه آن روز را روزه بدار و چون شب جمعه فرا رسيد ما بين نماز مغرب و عشا دوازده ركعت نماز ميگذاري .هر دو ركعت به يك سلام و در هر ركعت يك مرتبه حمد وسه مرتبه سوره قدر و دوازده مرتبه سوره قل هو الله احد مي خواني و چون از نماز فارغ شدي هفتاد مرتبه مي گويي:"اللهم صل علي محمد النبي الامي و علي آله" سپس به سجده مي روي و هفتاد مرتبه مي گويي"سبوح قدوس رب الملائكه والروح" و سر از سجده بر مي داري و هفتاد مرتبه مي گويي "رب اغفر و ارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلي الاعظم"سپس باز به سجده مي روي و هفتاد مرتبه مي گويي"سبوح قدوس رب الملائكه و الروح"وحاجات خود را مي طلبي كه ان شاء الله برآورده مي شود.
اللهم الرزقني حج بيتك الحرام
التماس دعا
پادشاهي عالمي رباني را گفت : " مرا پندي ده و موعظتي گوي كه به آن رضاي خلق و خالق هر دو حاصل كنم. "
گفت : " در روز ، داد گدايان بده تا خلق از تو راضي باشند و در شب ، داد گدايي سرده تا خالق از تو راضي باشد. "
فرهنگ اصطلاحات مداحي ۴
دم: يك بند از نوحه يا قسمتي از يك بند است كه سينهزنها آن را تكرار ميكنند. در ابتداي نوحه، نوحهخوان چند بار دم را ميخواند و بقيه تكرار ميكنند تا حفظ شوند. موقع خواندن دم، معمولا سينه نميزنند.

یا محمد:
لولاک لماخلقت الافلاک, لولاعلی لما خلقتک , لو لا فاطمه لما خلقتکما
میلاد با سعادت باعث خلقت,دختر نبوت,همسر ولایت,مادرامامت,حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا(سلام الله علیها) را به ساحت مقدسامام زمان (عج),مقام معظم رهبری و همه ارادتمندان حضرتش تبریک و تهنیت عرض مینمایم.
زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمردرا با ریش های بلند جلوی در دید.
به آنها گفت:" من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمایید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم."
انها پرسیدند:"آیا شوهرتان خانه است؟"
زن گفت:"نه، او به دنبال کاری بیرون از خانه رفته."
آنها گفتند:"پس ما نمی توانیموارد شویم."
عصر وقتی شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را برای او تعریف کرد.
شوهرش به او گفت:"برو وآنهابگو شوهرم آمده، بفرمایید داخل."
زن بیرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد.
آنها گفتند:"ما با هم داخل خانه نمی شویم."
زن با تعجب پرسید:"چرا!؟"
یکی از پیرمرد ها به دیگری اشاره کرد و گفت:" نام او ثروت است."و به پیرمرد دیگر اشاره کرد و گفت:" نام او موفقیت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنید که کدام یک از ما وارد خانه شما شویم."
زن پیش شوهرش برگشت و ماجرا را تعریف کرد. شوهر گفت:"چه خوب،ثروت را دعوت می کنیم تا خانه مان پر از ثروت شود!"ولی همسرش مخالفت کرد و گفت:" چرا موفقیت را دعوت نکنیم؟ "
عروس خانه که سخنان آنها را می شنید، پیشنهاد کرد:" بگذاریدعشق را دعوت کنیم تا خانه پر از عشق و محبت شود."
مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بیرون رفت و گفت:"کدام یک از شما عشق است؟ او مهمان ماست."
عشق بلند شد و ثروت و موفقیت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسید:"شما دیگر چرا می آیید؟"
پیرمرد ها با هم گفتند:" اگر شما ثروت یا موفقیت را دعوت می کردید بقیه نمی آمدند ولی هرجا که عشق است ثروت و موفقیت هم هست!"
مرد جواني در آرزوي ازدواج با دختر زيباروي کشاورزي بود.به نزد کشاورز رفت تا از او اجازه بگيره. کشاورز براندازش کرد و گفت: پسر جان، برو در آن قطعه زمين بايست. من سه گاو نر رو يک به يک آزاد ميکنم، اگر تونستي دم هر کدوم از اين سه گاو رو بگيري، ميتوني با دخترم ازدواج کني. مرد جوان در مرتع، به انتظار اولين گاو ايستاد. در طويله باز شد و بزرگترين و خشمگينترين گاوي که تو عمرش ديده بود به بيرون دويد. فکر کرد يکي از گاوهاي بعدي، گزينه ي بهتري باشه، پس به کناري دويد و گذاشت گاو از مرتع بگذره و از در پشتي خارج بشه. دوباره در طويله باز شد. باورنکردني بود! در تمام عمرش چيزي به اين بزرگي و درندگي نديده بود. با سُم به زمين ميکوبيد، خرخر ميکرد و وقتي او رو ديد، آب دهانش جاري شد. گاو بعدي هر چيزي هم که باشه، بايد از اين بهتر باشه. به سمتِ حصارها دويد و گذاشت گاو از مرتع عبور کنه و از در پشتي خارج بشه. براي بار سوم در طويله بار شد. لبخند بر لبان مرد جوان ظاهر شد. اين ضعيف ترين، کوچک ترين و لاغرترين گاوي بود که تو عمرش ديده بود. در جاي مناسب قرار گرفت و درست به موقع بر روي گاو پريد. دستش رو دراز کرد... اما گاو دم نداشت!..
نتیجه:زندگي پر از فرصت هاي دست يافتنيه. بهره گيري از بعضي هاش ساده ست، بعضي هاش مشکل. اما زماني که بهشون اجازه ميديم رد بشن و بگذرن (معمولاً در اميد فرصت هاي بهتر در آينده)، اين موقعيت ها شايد ديگه موجود نباشن. براي همين، هميشه شانس هایت رو درياب!
فرهنگ اصطلاحات مداحي ۳
نوحه: شعري كه با سينهزدن همراهي ميشود. نوحه معمولا در قالبهاي شعر كلاسيك نيست و هر بند از آن، وزن، قافيه و آهنگهاي مختلفي دارد.
و آنچه تو دير ميخواهي من زود نخواهم
