بنام خدا

مردی درکنار رودخانه‌ای ایستاده بود. ناگهان صدای فریادی را می‌شنود و متوجه می‌شود کسی درحال غرق شدن است. فوراً می‌پرد و او را نجات می‌دهد. اماپیش از آن که نفسی تازه کند فریادهای دیگری می‌شنود و باز به آب می‌پرد و دو نفر دیگر را نجات می‌دهد. اما پیش از این که حالش جا بیاید صدای چهار نفر دیگر را که کمک می‌خواهند می‌شنود. او تمام روز را صرف نجات افرادی می‌کند که در چنگال امواج خروشان گرفتار شده‌اند غافل از این که چند قدمی بالاتر دیوانه‌ای مردم را یکی یکی به رودخانه می‌انداخت.برخی مدیران و سازمانها این گونه عمل می‌کنند. دراین سازمانها به جای درمان ریشه، به کندن برگ های زرد رغبت بیشتری نشان داده می‌شود. به عبارت دیگر به جای علت یابی ورفع مشکلات، صرفاً به اصلاح آنها می‌پردازند. باید ضمن چاره‌جویی برای عوارض و مسائل پیش‌آمده، برروی علل هم تأثیرگذاشت تامسئله به طور همه جانبه حل شده و از اتلاف سرمایه ها و منابع با ارزش جلوگیری شود؟ نگاهی به ناهنجاری های اجتماعی این جامعۀ غافل و کم کار، مظلوم و گرفتار به انواع بزهکاری منجمله اعتیاد، خلاف های غیرقابل تحریر...بی فائده نخواهد بود.

 موفق باشید